يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

93

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

و آب خوردن دائمى و خروجش اندك زمان بىآنكه متغير كردد رباعيه اى بوده پى علاج مرضى دائم * كر آمدهء بعلم حكمت عالم فرماى كه صاحب ذيابيطس را با قليه كدو دهند ربّ حصرم صفت صفت ربّ حصرم ربّ حصرم غوره ترش و شيرين را فشرده صاف كنند و بجوشانند تا غليظ شود بول الدّم بول الدّم يعنى آمدن خون بطريق بول چون از ضعف جگر باشد علامتش مائل بودن برقت است رباعيه باشد چو ز ضعف جگرت بول الدم * ضعف تو از آن زياد كردد هردم كر شربت زرك و آب خرغوله كنى * ميدان كه به زودى اين مرض كردد كم صفت شراب زرك صفت شراب زرك در علاج اسهال مذكور شد امراضى كه خاص مردانست علاج امراضى كه خاص مردانست ضعف الباه ضعف الباه يعنى نقصان قدرت بر صحبت چون از سردى آلات منى بود علامتش علامتش دشوارى خروج منى است رباعيه باشى چو ز ضعف باه دلخسته مدام * كارت نرسد بوقت صحبت به تمام هركاه كه خاطرت كشد سوى طعام * مغز سر عصفور خورد بيض حمام عصفور كنجشك است و بيض حمام بيضه كبوتر كثرة الاحتلام كثرة الاحتلام يعنى بسيارى انزال در خواب تولد اين مرض